می خندم
با انرژی و محکم
حرف می زنم شادی پخش می کنم
دوستان جمعند و من پروانه ام
از درون می سوزم
پروانه نیستم
خالی ام
تنها
داغ بر سینه خفه می کند گلو
داد می زنم در درونم
فریاد می زنم . درد می کشم
می گریم
اشک می ریزم و چرا می گویم
دوستان جمعهند و ما می خندیم با دوستان در جمع
دلم از چمدان تنهایی سهراب هم تنگتر و کم جا تر مانده پر از خالی
و سنگین از حجم بالای تنهایی
یا سلام و تشکر از وبلاگ زیبا و پر محتواتون .
اگر میخواهید از اینترنت کسب درآمد کنید بدون هیچ گونه سرمایه گذاری و فقط با روزی جند دقیقه کار در اینترنت با من در تماس باشید و مشخصات کامل خود و سایت خود را برای من ارسال نمایید
سیستم واریسون پیشرو در تجارت الکترونیک
bani_amir99@yahoo.com